حدیث پزشکی

 

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند:

انک قد جعلت طبیب نفسک( و عرفت آیه الصحه) و یبین لک الداء و دللت علی الدواء

ای انسان تو طبیب خویشتن قرار داده ای( و نشانه سلامت به تو شناسانده شده است) و به دوای آن دردها هم راهنمایی شده ای.

لاخیر فی الحیاه الا مع الصحه.

اگر در زندگی سلامتی و تندرستی نباشد، خیر و برکتی در آن نخواهد بود

الصحه افضل النعم

سلامتی و تندرستی از برترین و بزرگترین نعمت ها است.

المعده بیت الداء و الحمیه راس کل دواء

معده خانه ی درد ها و بیماری ها  است و پرهیز کردن (پرخوری نکردن) سرآمد هر درمان است.

همایشها و سمینارها
آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 723
بازديدکنندگان امروز: 141
کل بازديدکنندگان: 496073
بازديدکنندگان آنلاين: 15
زمان بارگزاري صفحه: 0.5148 ثانيه
روش های روانشناختی در کودکان

روش های روانشناختی موثر در انتقال و نهادینه کردن مفاهیم دینی در کودکان و نوجوانان

روش تشویق

یکی از روش های بسیار مؤثر در نهادینه کردن آموزه های دینی در کودکان و نوجوانان استفاده بردن از روش تشویق است. تشویق یک شیوه ی مناسب در ایجاد انگیزش به سوی کارهای  مثبت می باشد. تشویق در روح کودک و نوجوان ایجاد انگیزه کرده و آنان را به انجام اعمال نیک تحریک و ترغیب می کند.

 حضرت علی علیه السلام درباره ی نقش پاداش وکیفرالهی در رشدوتعالی انسان ها، می فرمایند: "ان الله سبحانه وضع الثواب علی طاعته، والعقاب علی معصیته ذیاده لعباده عن نقمته و حیاشه لهم الی جنته." خدای سبحان پاداش را بر طاعت و کیفر را برمعصیت خود قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خویش باز دارد و به سوی بهشت روانه سازد.

باید کودکانی را که کارهای مورد انتظار را به احسن وجه انجام می دهند  تشویق کرد یعنی پاسخ مثبت در برابر رفتار مطلوب کودک (متربی) داشت مانند: ابراز مهرورزی به او، شخصیت دادن و شروع ارتباط شایسته با کلمات محترمانه که ائمه ی معصومین علیهم السلام با واژه هایی همانند: یا بنی (فرزند عزیزم)، بنفسی انت (قربانت بشم)، بضعه منی (پاره ای از تنم)، ثمره فوادی (میوه ی دلم)، قره عینی (نور چشمم)، ریحانتی(گل من)، ضیاء قلبی (نور دلم) و...، و نیز واگذاری مسئولیت مناسب بالاتر که مورد علاقه ی اوست به وی، دادن پاداش مورد  توجه و علاقه ی او به کودک می باشد. اما نقطه ی مقابل تشویق، تنبیه است که مقصود از آن، دادن پاسخ منفی در برابر رفتار نامطلوب متربی مانند: نگاه سرد، روی برگرداندن و بی اعتنایی موقتی، تغییر چهره  و ترش رویی، محروم ساختن به مدت کوتاه، ترساندن، توبیخ  و جریمه کردن است.

برای ترغیب کودکان و نوجوانان به امور دینی، بهتراست اصلی ترین روش، تشویق باشد،  زیرا اسلام بر سهولت، محبت و ملاطفت تأکید دارد.

 پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله  معاذ ابن جبل را که به عنوان حاکم و برای هدایت، رهبری و راهنمائی به یمن می فرستادند به او فرمودند:« یا معاذ یسر و لا تعسر، بشر و لا تنفر و صل بهم صلوه اضعفهم»؛ آسان بگیر و برمردم سخت نگیر، مژده بده و تنفر ایجاد نکن و نماز را به مقدار ضعیف ترین آن ها بخوان (اساس کارت تبشیر،  مژده و ترغیب باشد، کاری کن که مردم مزایای اسلام را درک کنند) این دستور در  رابطه ی با کودکان اولاتر و شایسته تر است.

از طریق تشویق می توان انگیزه و میل فطری او را به مهر و محبت و قدردانی تأمین کرده و اعتماد او را جلب نمود. البته در صورتی که تشویق مؤثر واقع نشود و خطا و تخلفی از سوی متربی صورت گیرد به منظور آگاهی دادن به او و جلوگیری از اهمال کاری و سستی می توان ابتدا به انذار و سپس به تنبیه روی آورد و منظور از تنبیه در این جا تنبیه بدنی نیست، بلکه در درجه ی اول استفاده از روش هایی است که کودک را از انجام ندادن کارهای مطلوب ناخشنود کند. بی توجهی، قهر کوتاه مدت، سرزنش، محروم سازی و  امثال آن از شیوه های تنبیهی هستند که جنبه ی انسانی داشته و برای تنبیه، بهتراست از آن ها استفاده شود، نه تنبیه بدنی." تشویق، باعث می شود کودک یا نوجوان از کار خودش احساس لذت و رضایت کند. نتیجه ی این امر، مضاعف شدن تکرار عمل است. تشویق، موجب پیدایش نشاط و رفع کسالت در فرد می گردد به شرطی که علاوه بر تحسین عمل نیک کودک و نوجوان، خود آن ها را نیز  تحسین کرد، اما در تنبیه فقط کار کودک و نوجوان را  زشت شمرد نه خود آن ها را. وتشویق باید به جا، به موقع، به اندازه، معقول و متناسب با نوع رفتار کودک و نوجوان باشد و به هیچ وجه از حد تجاوز نکند، تا موجب غرور و تباهی آنان نگردد و روحیه ی شخص در انتخاب شکل آن، یعنی زبانی، رفتاری، مالی، معنوی و جز این ها ملاحظه گردد تا  باعث ترغیب کودکان دیگر گردد، نه دلسردی آنان. و موقعی که کودک تشویق می شود باید علت آن برایش گفته شود و کودک خود را مستحق آن ببیند و آن را در درون تأیید کند.

 

روش الگویی

یکی دیگر از شیوه های مؤثر در نهادینه کردن مفاهیم دینی در کودکان و نوجوانان، روش الگویی است. در این روش کودک، از پدر و مادر ویا از کودکان دیگر (که نماز می خوانند) به عنوان سرمشق و الگو استفاده  می کند و تحت تاثیر مشاهده، از رفتار آنان پیروی نموده و خود را با آن همساز می کند. لذا جهت رسیدن به کمال، الگو  و پیروی عینی و مشهود از یک اندیشه و عمل در جنبه های گوناگون، در کودکان بسیار موثر است.

کودک در چند سال نخست زندگی خود، همه ی کارهایش را از افراد و منابع اطلاع رسانی، الگوبرداری می کند و با تقلید از آنان رشد می کند و ساختار شخصیتی اش سامان می یابد. از این رو، روش الگویی در سازمان دادن شخصیت و رفتار کودک، نقش به سزایی دارد. غریزه ی تقلید یکی از غرایز نیرومند و ریشه دار در انسان است. به برکت وجود همین غریزه است که کودک بسیاری از رسوم و سبک زندگی، آداب معاشرت، غذاخوردن، لباس پوشیدن، طرز تکلم، ادای کلمات و جمله ها را از محیط اطراف و سایر معاشران فرا می گیرد و به کار می بندد.

چشم و گوش کودکان و نوجوانان چون دریچه ای باز است، می بینند و می شنوند و ذهنشان تصاویر اشیا و کلمات را در خود نگه می دارد و همین ها شاکله ی ذهنی کودکان و نوجوانان را بنیان می نهند. بنابراین والدین و مربیان می توانند فعالیت ها و رفتارهای دینی و مذهبی خود را به گونه ای هماهنگ کنند که کودکان و نوجوانان، متوجه شوند و الگوی ذهنی آنان را در انجام این امور شکل دهند.

براین اساس، وظایف والدین در این دوران بسیار سنگین است و باید به فرزندان فرصت بدهند تا از اخلاق و رفتار خوب خود بهره مند گردند. اگر توصیه به نماز اول وقت می شود خود به آن عمل کند و یا اگر سخن ناروا خوب نیست نباید این گونه سخنان را  والدین درحضور فرزندان خود مطرح نمایند، اگر از کودکان و نوجوانان  انتظار کار درست و خوب داریم باید در کار خیر برای کودکان  الگو بود مثلا با برنامه ریزی مناسب طوری طراحی کرد که بدون رنجش، کودک اول وقت شوق به خواندن نماز را پیدا کند و به گونه ای عمل شود که در کودکان و نوجوانان دید مثبت ایجاد گردد.

 

 الگو در قرآن و سیره ی معصومین علیهم السلام و تاثیر آن در روح و روان

در قرآن کریم استفاده از الگو و اسوه به عنوان یکی از مهمترین روش های نهادینه کردن مفاهیم دینی مطرح است. خداوند در قرآن صراحتاً رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را  در این راستا ، به عنوان الگو معرفی می کند و می فرماید:« لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجو الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا»[1]. قطعا برای  شما در (اقتدا به) رسول خدا سر مشقی نیکو است برای آن کسی که به خداو روز باز پسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند.

امام کاظم علیه السلام می فرماید: «یحفظ الاطفال بصلاح آبائهم»[2]، رفتار کودکان در اثر خوبی های رفتار مربیان و والدین حفظ می شود.

 

مسئولیت بسیار سنگین الگوها و شخصیت ها

با توجه به نقش خطیر الگوها، مسئولیتی بس سنگین متوجه والدین است که قبل از توصیه به ارزش های دینی باید خود در این امر پیشتاز باشند و سعی کنند به صورت عملی و رفتاری مفاهیم دینی را به کودکان و نوجوانان القاء نمایند.

امام صادق علیه السلام به این امرتوجه داده، می فرمایند: مردم را با رفتارخویش به حق دعوت کنید، نه با زبان خویش. " کونوا دعاه الناس بأعمالکم، و لاتکونوا دعاه بألسنتکم[3]." بنابراین بین گفتار و اعمال اسوه ها نباید تناقضی وجود داشته باشد در این صورت است که با اشتیاق کامل در نهادینه کردن روح دین در جان کودکان و نوجوانان قدم خواهند برداشت. در حقیقت، کودکی که تجلی عملی اعتقاد و باور دینی را در پدر، مادر، معلم و یا مربی خود ببیند زمینه های پذیرش آن باور، در وجودش بیش تر از گفتار و یا سفارش آنان، فراهم شده و عمل به دستورات دینی با اشتیاق خواهد بود.

 

روش محبت

در دین مقدس اسلام، محبت به عنوان رکن در جذب و هدایت انسان ها به شمار می رود. ادیان الهی برپایه ی محبت به دل ها رسوخ کرده و ثابت مانده اند یکی از مهمترین و مؤثرترین روش های پیامبراکرم صلی الله علیه و آله استفاده از این راه، بوده است. زیرا با این روش هم جاذبه در افراد ایجاد می کردند و هم انگیزه ی آن ها را افزایش می دادند.

میان محبت و اطاعت رابطه ای بسیار قوی وجود دارد. با ظهور محبت معقول، به اندازه و راستین به کودکان و نوجوانان، همرنگی و اطاعت پیدا می شود. محبت هر کسی که در دل آدمی بنشیند مطیع و پیرو او می شود و از خواست او سرپیچی نمی کند. انسان اسیر محبت و محکوم آن است، تا جایی که  حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «الانسان عبد الاحسان»[4] احسان و اظهار دوستی، می تواند بشر را تا سرحد بندگی به پیش ببرد و البته این نتیجه ی طبیعی محبت ورزی صادقانه نسبت به انسانی است که فطرت بشری خویش را از دست نداده باشد.

به وجود آوردن احساسات عاطفی و اخلاقی یکی از اصول مهم و اصلی است که باید بین الگوها و اسوه ها با کودکان و نوجوانان به وجود آید پدر و مادر ها می توانند با ایجاد فضایی آکنده از محبت ائمه ی معصو مین علیهم السلام و نشان دادن عملی مهر و محبت آن حضرات به صورت جذاب و دلنشین مانند:  کمک به فقرا و نیازمندان، بوسیدن و بغل کردن بچه ها، یتیم نوازی ومحبت برای کودکان و نوجوانان و... تجربه و سابقه ی ذهنی خوشایندی در ذهن آنان ایجاد نمایند و بین مفاهیم دینی و ذهن کودکان و نوجوانان ارتباط قوی برقرار کنند.

 

روش بصیرت بخشی

در مکتب تربیتی اسلام برای بهره مندی بیشتر از دین و حاکم ساختن آن برحیات عادی و مبارزه با دیانت تقلیدی و تحدید و تعدیل آن، ابتدا همگان را دعوت به تفکر و تعقل در مفاهیم و مبادی دین و کشف حقانیت دیانت الهی از میان ادیان سنتی و موروثی می نماید و از تقلید کورکورانه از آبا و اجداد به شدت منع کرده، می فرماید:

«إنّ شرالدّواب عند الله الصّمّ البکم الذین لا یعقلون»[5]بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند که تعقل نمی کنند و از استماع و اظهار حق عاجز و ناتوان هستند.

 یکی از محورهای اساسی در ارائه ی مفاهیم دینی، توجه به روش معرفت و بصیرت می باشد، بصیرت به معنای نوعی آگاهی عمیق و گسترده است که نتیجه ی آن ایجاد پیوند بین انسان و واقعیت مورد نظر می باشد. در قرآن کریم نیز این روش مورد تصریح قرارگرفته است:«قد جاءکم بصائر من رّبکم فمن أبصر فلنفسه و من عمی فعلیها»[6]به راستی رهنمود هایی از جانب پروردگارتان برای شما آمده است پس هر که به دیده ی بصیرت بنگرد به سود خود او، و هر کس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود او ست.

بنابر این مربیان باید دارای بصیرت بوده تا بتوانند مفاهیم دینی را با درک عمیق و روشن بینی به کودکان و نوجوانان ارائه نمایند چرا که اگر بصیرت و آگاهی عمیق  نداشته باشند نمی توانند تکالیف الهی را با معرفت بشناسند و بشناسانند. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از سوی خداوند مأمور می شود به صراحت اعلام کند که «حرکت او و پیروانش بر مبنای بصیرت و روشن بینی است». خداوند متعال در قرآن می فرماید:" قل هذه سبیلی أدعوا إلی الله علی بصیره أنا و من اتّبعنی"[7]بگو : این است راه من، که من و هرکس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنم.

سوق دادن به سوی نور و روشنگری درون انسان ها که وظیفه ی پیامبران الهی بوده، بر مبنای روش بصیرت صورت می گرفت. چرا که در شناخت بر مبنای بصیرت، آگاهی و تعقل، انحراف و کج روی نخواهد بود. لذا آگاهی بخشی عمیق نسبت به هدف از خلقت و آفرینش انسان ها، نقش دین در زندگی و چرایی عبادت و تأثیر رعایت ارزش های دینی در زندگی کودکان و نوجوانان، بصیرت، بینش و دگرگونی درونی در آنان ایجاد کرده و این تحول باطنی در آن ها موجبات تغییر رفتار و ترغیب کودکان و نوجوانان به مسائل دینی از جمله اقامه ی نماز را خواهد کرد. چرا که بصیرت، در حدِ کودکان و نوجوانان، نگاه آنان را از سطح وپوسته ی حوادث گذرانده وبه عمق وباطن آن ها می رساند.

 

روش قصه گویی

داستان و قصه یک وسیله ی رایج و عمومی در میان همه ی اقوام و ملل  بوده  است  بنابر این  می توان مفاهیم دینی مورد نظر در ضمن تشویق، محبت، الگوبودن و بصیرت بخشی را در قالب این روش به احسن وجه در دل  کودکان و نوجوانان نهادینه کرد.

قصه در قرآن کریم، بازگو کردن سرگذشتی است که از واقعیات عینی حیات بشرحکایت دارد، تا برای آیندگان عبرتی باشد. قرآن خودش را به عنوان یک منبع داستان معرفی نموده و می فرماید:" وکلاًّ نّقص علیک من انباء الرسل ما نثبّت به فؤادک و جاءک فی هذه الحق و موعظه و ذکری للمؤمنین."[8]ما اخبار پیامبران را به صورت قصه برای تو بیان می کنیم تا به قلب تو آرامش دهیم و به این و سیله حق آشکار می گردد و برای مؤمنین موعظه و تذکرخواهد بود». و هر یک از سر گذشت های پیامبران (خود )را که بر تو حکایت می کنیم، چیزی است که دلت را بدان استوار می گردانیم، و در این ها حقیقت برای تو آمده، و برای مومنان اندرز و تذکری است.

بهتر است در قصه ها، از طریق گفتن حقایق و احیای تفکر دینی صحیح بر مبنای زدودن خرافات، با القاء غیرمستقیم، مفاهیم دینی آموزش داده شود.

قصه گویی روشی است که به وسیله ی آن می توان به طور غیر مستقیم در اعماق روح کودک و نوجوان تأثیر گذاشت. مربیان، ضمن بیان وقایع و اتفاقات مهم و واقعی تاریخ صدر اسلام، می توانند روح  کودکان و نوجوانان را به همراه خویش تا زمان زندگی حضرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه ی معصومین علیهم السلام ببرند، و الگوهایی را برایشان مجسم سازند تا کودکان و نوجوانان از گفتار و رفتارشان سرمشق گرفته و پیروی کنند. «تأثیرات قصه و داستان غیرمستقیم و نا مرئی است. به طور غیر مستقیم راه را نشان می دهد و هدایت می کند، عبرت می دهد، موعظه می کند، تشویق می  نماید، می ترساند، امیدوار می کند، همه ی این ها به طور غیر مستقیم القا می شود و به همین جهت پایدار خواهد بود.»[9] در واقع شنیدن قصه یکی از کارهای مورد علاقه ی کودکان و نوجوانان است. آن ها با هیجان زیاد داستان را  دنبال کرده  و خود را در اختیار قصه گو قرار می دهند که به صورت غیرمستقیم تأثیرات لازم را می پذیرند.

 قصه، نه تنها پیام های مفیدی برای کودکان و نوجوانان دارد، بلکه اگر به گونه ای جذاب و مناسب طراحی و بیان شود، آنان می کوشند خود را با شخصیت های قصه همانند کنند.[10]

 مربیان و پدران و مادران می توانند با تولید داستان های مذهبی و دینی، زمینه ی نهادینه کردن آموزه های دینی را در کودکان و نوجوانان فراهم نموده و در مسیر شناخت و تعالی آنان قدم بردارند و زمینه ی علاقه و انگیزه ی آنان را در انجام مسایل معنوی فراهم آورند. در این صورت نوعی اشتیاق در آنان ایجاد می شود و در نتیجه آنان از انجام اعمال دینی احساس رضایت می کنند، که این رضایت باعث درونی شدن رفتار و عمل اخلاقی در آن ها می شود.

                                                                                            وفقنا الله علی مرضاته

 

دکتر محمد حسن حاجی رحیمیان طسوج

 



[1]. سوره مبارکه ی احزاب، آیه ی شریفه ی ۲1

[2]. علامه مجلسی، محمد باقر ،1404، بحار الانوار، موسسه دارالوفاء بیروت،ج ۵، ص ۱۷۸

[3].حمیری، عبدالله بن جعفر 1371، قرب الاسناد، انتشارات موسسه آل البیت علیهم السلام ،ص ۳۹

[4]. آمدی ، عبدالواحد،1382، غرر الحکم و درر الکلم، انتشارات امام عصر علیه السلام، ص36، حدیث 377.

[5]. سوره ی مبارکه ی انفال، آیه ی شریفه ی ۲۲

[6]. سوره ی مبارکه ی انعام، آیه ی شریفه ی ۱۰۴

[7]. سوره ی مبارکه ی یوسف، آیه ی شریفه ی ۱۰۸

[8]. سوره مبارکه ی هود، آیه ی شریفه ی ۱۲۰

[9]. امینی، ابراهیم،۱۳۷۹، اسلام و تعلیم و تبیت ، انتشارات انجمن اولیا و مربیان ج ۲، ص ۱۹۵٫.

[10]. مجموعه مقالات نماز و خانواده،۱۳۸۶، ج ۱،ص ۲۴۹